خداوندا. شروع می کنم با یاد تو و با درخواست یاری تو که تنها تو عالم و قادر بر هر عملی هستی. به امید رسیدن به رضایی تو . هرچند بار گناه سنگینی دارم. هرچند که شرمگینم از حضور در برابر تو. هر چند که نام انسان مرا لایق نیست. اما هرچه هستم همینم . بیهوده و ناچیز در درگاه تو .... می دانم که نمی دانم و می دانم که بدترینم . می خواهم که بدانم و می خواهم که بهترین باشم. و تو خود گفتی : بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. اکنون می خوانم تو را با نامهایت : یا ارحم الراحمین ! یا سریع الرضا ! یا رب ! یا اله العاصین ! (ای خدای گنه کاران!) پشیمانم از هرچه کرده ام . از هرسر کشی و نافرمانی که نسبت به فرمان تو انجام داده ام. توبه می کنم که تو بخشاینده ای. هرچند که ناپاکی هایم بسیار است اقیانوس پاک کننده رحمت تو عظیم. و هرچند که ظلم من به خود و همنوعانم بزرگ بوده اما کهکشان بی انتهای مهربانیت ،هرسیاهی را ناپدید می سازد. تو برای رحم به من دنبال بهانه می گردی و من برای ظلم به خود . اما رحم تو کجا و ظلم من کجا ..... به درگاهت چشم دارم و تا درنیابی مرا نخواهم رفت ...... تو خود گفتی که : اگر آنان كه از من روى گردانيدهاند، مىدانستند كه چه قدر منتظر آنان هستم، از شوق مىمردند. اکنون ای عزیز من ! ببین ! من به سوی تو روی گردانده ام. الهی به امید تو ..... ب دل خسته ی ما صبر و قراری آقا عمر امسال گذشت و خبری از تو نشد هوس آمدن این جمعه نداری آقا؟ در هیاهوی شب عید٬تورا گم کردیم غافل از اینکه شما اصل بهاری آقا راستی بی نفست حال که تحویلی نیست چه شود سربه سر خسته گذاری آقا هفت سین ٬سین سرور قدمت کم دارد زرد هستیم اگر سبز نباری آقا اللهم عجل الولیک الفرج سال نو بر همه مبارک انشاالله همه تحت توجهات حضرت حق و آقا امام زمان باشید آخرین کلام به دنبال آخرین حرف برای تکمیل جمله ات نگرد... هر حرفی که بوی دوست داشتن بدهد آخرین کلام است... نقطه. سر سطر....! خداوندا: گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم سلاااااام دوسٍتان یاوران ودلاوران خطه ی شیرمردان و شیر زنان دلیر برای یک سفر کاریه مهم والبته سخت وسرٌرررری بمدت اسباع الیوم فردا عازم بندر همیشه عباس هستم میدانم که دلتان برایم میتنگولی ید و ویتامینه پروتاگوراستان به اندک قلیلی ته میکشد ولی صبر پیشه سازید که خداوند یحب الصابرین ما رفتیم اما بشرط البقاء باز میگردیم فعلن یاحق حـــــــــــــال کنید چقـــــــــدر پســـــــــرا خــــــــرخــــــونن !!!!!!!!!!!!!! گفت : كسي دوستم ندارد . مي داني چقدر سخت است اين كه كسي دوستت نداشته باشد ؟ تو براي دوست داشتن بود كه جهان را ساختي . حتي تو هم بدون دوست داشتن ... !خدا هيچ نگفت . گفت :به پاهايم نگاه كن ! ببين چقدر چندش آور است . چشم ها را آزار مي دهم . دنيا را كثيف مي كنم . آدم هايت از من مي ترسند. مرا مي كشند براي اينكه زشتم . زشتي جرم من است . خدا هيچ نگفت .گفت :اين دنيا فقط مال قشنگ هاست . مال گل ها و پروانه ها ، مال قاصدك ها ، مال من نيست .خدا گفت : چرا مال تو هم هست . دوست داشتن يك گل ، يك پروانه يا قاصدك كار چندان سختي نيست . اما دوست داشتن يك سوسك ، دوست داشتن تو كاري دشوار است .دوست داشتن كاري است آموختني ؛ و همه رنج آموختن را نمي برند .ببخش كسي را كه تو را دوست ندارد . زيرا كه هنوز مؤمن نيست . زيرا كه هنوز دوست داشتن را نياموخته ، او ابتداي راه است . مؤمن دوست دارد . همه را دوست دارد . زيرا همه از من است . و من زيبايم . من زيبايم ، چشم هاي مؤمن جز زيبا نمي بينند . زشتي در چشم هاست . در اين دايره هر چه كه هست ، نيكوست . آن كه بين آفريده هاي من خط كشيد ، شيطان بود . شيطان مسئول فاصله هاست .حالا قشنگ كوچكم ! نزديك بيا و غمگين نباش . قشنگ كوچك حرفي نزد و ديگر هيچگاه نينديشيد كه نازيباست . یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد خنـــــده داره یا تاســـــف آور ؟!! چقدر خنده داره که... وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم، چیزی یادمون نمی آد که بگیم ، اما وقتی می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم.
چقدر خنده داره که ... خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته، اما خوندن صد سطر از پرفروش ترین کتاب رمان دنیا آسونه.
چقدر خنده داره که... برای عبادت و کارهای مذهبی وقت کافی در برنامه روزمره پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام دهیم.
چقدر خنده داره که ... شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم ، اما سخنان قرآن رو به سختی باور می کنیم.
چقدر خنده داره که... همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد داشته باشند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت بروند.
چقدر خنده داره .......اینطور نیست ؟ دارید می خندید ؟ ..........دارید فکر میکنید ؟ این حرف ها رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشیم که او خدای دوست داشتنی است آیا خنده دار نیست که وقتی می خوایم این حرف ها رو به بقیه بزنیم خیلی ها رو از لیست پاک می کنیم. چون مطمئنیم که به چیزی اعتقاد ندارند. این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنیم اعتقاد دیگران از ما ضعیف تره. جنسیت کامپیوتر (طنز ) یک دانش آموز پرسید “جنسیت کامپیوتر چیه” گروه آقایان تصمیم گرفتند که جنسیت کامپیوتر قطعا باید مونث باشه چون: ١) هیچ کس غیر از سازندگانشان از منطق داخلیشان سر در نمیآورد گروه خانمها به این نتیجه رسیدند که کامپیوتر باید مذکر باشد چون: به صلت او حواله چند خروار غله داد.انباردار که خست حاکم را خوب می دانست٬نزد او رفت و تکلیف خواست. حاکم گفت:هیچ نباید داد ٬ چرا که آن روز او چیزی گفت که مرا خوش آمد ومن نیز چیزی نوشتم تا او را خوش آید!! لطایف الطوایف امشب باز این دل بهانه تو را دارد و من در این غربت چقدر تنهایم . به چشمان ستاره ها خیره شده ام که گویی مانند چشم های سیاهت٬ برابرم ٬پلک می زند. انگار این برق نگاه های توست که آسمان بیکران را درخشان کرده است. می بینی که شب هایم چگونه میگذرد؟ جایت همیشه خالی است ٬ در آسمان خیال بارانی من ... "دل"آن چیزی است که هنگام شکستن شعله میگیرد واین آتش غم یخ بسته و سخت درون را ذوب سپس تبخیر می سازد.... اکنون نوبت چشم است که مثل ابر بخار غصه و غم را بسان قطره های اشک روان سازد در این هنگامه دل آرام میگیرد با دست سنگری رو نشان داد و گفت: اوناهاش...اونجاس ...بزنش تک تیر انداز اسلحه را برداشت ،از دوربین هدف رو نگاه کرد،نشانه گرفت و نفسشو حبس کرد .انگشت اشاره رو روی ماشه گذاشت...اما یه دفه انگشتشو برداشت و اسلحه رو پایین آورد،چند لحظه بعد دوباره نشانه گرفت و شلیک کرد... . فرمانده پرسید : چرا همون دفه اول نزدی؟! گفت:داشت آب میخورد... اولین روز بارانی را به خاطر داری ؟! غافلگیر شدیم ،چتر نداشتیم، خندیدیم ،دویدیم و به صداي شر شر باران عشق ورزیدیم ... دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم ! سعی میکردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود. و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد میکند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد . و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم . . . فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو . . . ! باران مثل چشم هایم خیس خاطرهاست .. ایــن روزهـــا دلــَـﻡ یک آســـمان ابـــر دارد و دیـــگر ظرف سفـــالی دلـخــوشی هــایـﻡ کفـــاف این همــه باران را نمی دهـــد ایــن روزهـــا باران کـــه مـی بارد ... من و کفشهایم ، دلتنگ ِ همان خیابانـی مـی شویم کـه از آسمانش بیدِ مجنون مـی ریزد بر روی نگاهم ... ایــن روزهـــا وقتي باران می بارد داغ تنهایی ام تازه می شود! تمام لحظه های بی قراري را بغض کرده ام و هر ثانیه که می گذرد روزها به اندازه هزار سال از هم فاصله می گیرند باز باران بارید راستی .. آسمان از چه دلگیر است؟ از یک خاطره بغض آلود .؟؟؟؟. یا آرزوی محال ..؟ باران ميبارد خیس شد خاطره ها مرحبا بر دل ابرى هوا هر کجا هستى باش آسمانت آبى و تمام دلت از غصه ى دنیا ، خالى......
بزن باران که دين را دام کردند شکار خلق و صيد خام کردند بزن باران خدا بازيچه ای شد که با آن کسب ننگ و نام کردند
دستمو بگیر تا به ذات خودم که از وجود خودت در من دمیده ای برسم ................. جاده تهی است،درخت گرانبار شب است ساقه نمی لرزد،آب از رفتن خسته است تونیستی، نوسان نیست تونیستی وتپیدن گردابی است تونیستی وغریو رودها گویانیست ودره هاناخواناست می آیی،شب از چهره ها برمی خیزد،راز ازهستی می پرد می روی،چمن تاریک می شود،جوشش چشمه می شکند چشمانت را می بندی،ابهام به علف می پیچد پسیمای تو میوزد و آب بیدارمی شود می گذری وآیینه نفس می کشد. جاده تهی است،تو بازنخواهی گشت،وچشم به راه تو نیست.
گفتی: فانی قریب
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش میشد بهت نزدیك شم
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.
![]()

![]()
![]()
![]()
بدوبرو بقيه شونوبخون




















عجب فصلیه ٬فصله امتحانات
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
که تنها دل من ؛ دل نیست

بدوبرو بقيه شونوبخون

معلم بجای جواب دادن کلاس را به دو دسته تقسیم کرد:
آقایان و خانمها و از آنها خواست خودشان تصمیم بگیرند که آیا کامپیوتر مذکر است یا مونث.
از هر گروه خواسته شد ۴ دلیل برای توصیهشان بیاورند.
٢) زبان فطریشان برای هیچ کس غیر از خودشان قابل درک نیست
٣) حتی کوچکترین اشتباه در حافظه طولانی مدتشان باقی میماند تا زمانی آن را به یاد بیاورند (به رخ بکشند)؛
۴) به محض این که به یکی از آنها تعهدی پیدا کردی، میفهمی که نصف حقوقت رو باید خرج لوازم جانبیش کنی.
١) اگه بخواهی بهشون بگی کاری رو انجام بدن، اول باید روشنشون کنی
٢) اونها اطلاعات زیادی دارند اما هنوز خودشون نمی تونن فکر کنن
٣) از اونها انتظار حل مشکلات میره، اما نصف اوقات خودشون مشکلن؛
۴) به محض این که نسبت به یکیشون تعهدی پیدا میکنی،
میفهمی اگه یکمی دیگه صبر کرده بودی، یک مدل بهتری میتونستی داشته باشی.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

انشالله حاجت بگیری تا دیگه روی هیچ پول دیگه ای اینطوری ننویسی!!!!!!!!!!!!!!!
برای دیدن به ادامه مطلب برید
بدوبرو بقيه شونوبخون

| Design By : pesare jahaname |













